طبق نظریه تناسخ ما دوباره متولد می شویم، برای کیفر یا گرفتن پاداش اعمال گذشته خود، معلومه بار قبلی گناهی کردم که باید جزای اون رو ببینم و تحمل کنم، در دوره ای قبلی زندگیم نه حیوان بودم نه شی فیزیکی، جالبه تناسخ توی قرآن هم اومده، در واقع روح از بدنی به بدنی دیگر انتقال می یابد که بهش نسخ،یا حیوان (مسخ) یا درختان و گیاهان (فسخ) یا جمادات (رسخ) گویند، پس فقط ما به انسانی دیگر تبدیل می شویم، این روح نادان و کثیف من چی بوده و چه آزاری رسانده خدا داند.
نظریه های متفاوتی در این باب گفته شده که جای خواندن دارد، قرآن اکثر آنها را رد کرده و تنها دلیل قرآن رد تناسخ به گونه ایست که بهشت و جهنم و روز معاد را از خود می رهاند. در واقع تناسخ جای برای بهشت و جهنم و غیره به جا نمیگذارد.
وقتی بهش فکر میکنم از منظری درست است، چون اگر هم عذاب من برپایه کردار گذشته من باشد، باز خود من عقل کاملی دارم که او میتواند مرا از این عذاب جدا کند.
پس با این عقل حال می فهمم که اشتباه کردم و باید طلب بخشش کنم تا به آرامش برسم، تا بخشیده نشوم ناراحت و غمگین و شکست خورد ام، نازنینم، عزیز ترینم، مهربانم، غمحوارم، مرا ببخش، مرا آنگونه که دوست دارم ببخش، آزادم مکن که بخشیدن بدون دربند تو بودن بی معناست، این خود برای من تولدی دیگر است.
برچسب:
نویسنده: یلدا شریعتی